تبلیغات
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑ - مطالب مطالب گوناگون
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑
 
...برای تازه شدن دیر نیست ...

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1394 توسط سجاد افسری

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه دود ستم ها، جهان را سیه چرده و چركین كرده باشد..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه قبیله ی قبله، قلب های خویش را بر كف دست نهاده و پیش كش راه تو نمایند..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه دنیا، دستش را به سوی آمدن تو دراز كرده باشد..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه هلهله ی همه ی مشتاقان و فریاد همه ی مستضعفان، نوید آمدنت را فریاد كنند..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه گنداب فساد و ستم و تبعیض و ناروایی، چهار سوی عالم را فرا گرفته باشد و همه ی دل ها و دیده ها، مشتاقانه تو را بطلبند!

آه! كه اگر می دانستم كجایی، خویشتن خویش را به ردای سبز و آسمانی ات می آویختم، از دیده، سرشك شادی می ریختم و به هیچ روی دامانت را از دست نمی نهادم!

آری، ای مولا! اگر یك بار، تنها یك بار تو را ببینم، از شادمانی بال در می آورم، پرواز می كنم و در هر فرصتی با خدای یگانه راز و نیاز می كنم تا مرا شایسته ی آن گرداند كه همواره از فیض حضور و وجود مقدس تو، سرشار باشم..

اگر یك بار، تنها یك بار، تو را ببینم، عاجزانه از خداوند می طلبم كه نعمت رویت خورشید را، حتی لحظه ای از من نگیرد..





طبقه بندی: شعر و ادبیات اسلامی،  مطالب گوناگون، 
برچسب ها: قطعه ی ادبی امام زمان(عج)،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1394 توسط سجاد افسری

بارالها! چگونه باور كنم؟ نبودنش را وقتی كه محبت دستی نوازشگر در تار و پود وجودم ریشه می دواند..

چگونه باور كنم؟ سكوت دریای چشمهایم را وقتی كه قایق مهربانیش بی ناخدا در اوج آسمانها به پیش می رود..

آدینه كه می شود! قاصدكهای دلم را روانه ی آستان دوست می كنم تا پیام آور حضور صدفی باشد كه یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد..

وقتی كسی نیست كه درد آشنایم باشد، فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت شبهای تار، تسلی بخش خاطرم باشد..

هنوز ستاره ای بی نورم كه در انتظار شعاعی از خورشید لحظه شماری می كنم..

كویری در انتظار آبم و حتی دریای اشكهایم، كویر تف زده ی وجودم را سیراب نمی كند..

از ستارگان آسمان سراغ می گیرم و چون پرنده ای عاشق، گمگشته ام را در میان فرشتگان آسمان می جویم..

با من بگو! چگونه از رویش یاس ها بگویم؟ وقتی كه نرگسی های چشمم در انتظار آمدنت سوسو می زنند..

هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ...

می دانم كه می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهای خسته مان می زدایی و اشكهای زلالمان را از گونه هایمان بر می چینی..

می آیی و ضریح گمشده ی یاسی كبود را نشانمان میدهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی..

می آیی و صندوقچه ی موسی را برایمان می گشایی و آنگاه در كنار كعبه ی عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود..

می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای كوچك و امیدوارمان را به هم پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است كه عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند..





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  شعر و ادبیات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1394 توسط سجاد افسری

تعدادسوره های قرآن:114 

تعدادآیات قرآن:6236 

کدام سوره دو مرتبه برپیامبر(ص) نازل گردید:سوره حمد

کدام سوره( بسم الله الرحمن الرحیم)ندارد:سوره توبه( برائت). 

کدام سوره دو(بسم الله الرحمن الرحیم)دارد:سوره نمل(درآغازودرآیه 30). 

کدام سوره درآغازبرپیامبر(ص)نازل شد:سوره علق(اقرءباسم ربک). 

کدام سوره دروسط قرآن قراردارد:سوره کهف(هیجدهمین سوره). 

کدام سوره آخرین باربرپیامبر(ص)نازل شد:سوره نصر(درسال دهم هجرت درحج الوداع). 

کدام سوره درتمام آیات آن لفظ جلاله (الله)بکاررفته است:سوره مجادله -40بار.



ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات آموزشی،  مطالب گوناگون، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 تیر 1394 توسط سجاد افسری

                                  

به گزارش سرویس فناوری اطلاعات و ارتباطات خبرگزاری تسنیم، یکی از ابزارهای ارتباطی مبتنی بر اینترنت که به سادگی بر روی تلفن های همراه نصب می شود، نرم افزار مشهور "وایبر" است که این روزها کاربران زیادی در جهان و البته ایران بدست آورده است.

تیم سازنده این شبکه اجتماعی موبایل اخیراً اعلام کرده که تعداد حساب های کاربری فعال در وایبر به بیش از 608 میلیون مورد رسیده است!

اما امنیت این شبکه اجتماعی محبوب، تا چه میزان می تواند آسیب پذیر باشد؟

ماهیت ابزارهای ارتباطی موبایل، همگانی (Public) بودن آن هاست. قطعاً  بیشتر کاربرانی که از وایبر، واتس آپ، لاین، وی چت و دیگر برنامه ها استفاده می کنند، حریم بسیار خصوصی ندارند، هر چند شاید ارتباط های محرمانه ای هم داشته باشند که ترجیح می دهند محرمانه باقی بماند.

ذخیره، پردازش یا  افشای محتویات اطلاعاتی مبادله شده کاربران، به هیچ وجه مشکل اصلی امنیتی در شبکه های اجتماعی موبایل، محسوب نمی شود.

آنچه کارشناسان امنیتی را نگران می کند، همان قوانین و توافقنامه های اولیه استفاده از این برنامه هاست که در هنگام نصب، توسط خود کاربران تأیید می شود! عنوان کرده مثلاً برای استفاده از "وایبر" چاره ای ندارید جز این که موارد زیر را تأیید کنید:

- دسترسی و حتی امکان تغییر اطلاعات شخصی شما توسط "وایبر"، این اطلاعات شامل فهرست تماس های خصوصی، تاریخچه مکالمات ورودی یا خروجی، فهرست تماس تمامی افراد، اطلاع از روند فعالیت های اجتماعی شما و برخی موارد دیگر است.

- دسترسی "وایبر" به خدماتی که می توانند برای شما هزینه بر باشند؛ شامل برقراری تماس، ارسال پیامک، خدمات اینترنت همراه، ارسال پیام های چند رسانه ای

- دسترسی این نرم افزار به اطلاعات جغرافیایی و مکانی شما از طریق اینترنت یا جی پی اس

- دسترسی و ایجاد تغییر در پیام های متنی و چندرسانه ای ورودی و خروجی

- دسترسی کامل "وایبر" به ارتباط اینترنت موبایل و امکان استفاده از بلوتوث و سایر قابلیت های ارتباطی موبایل

- دسترسی کامل به حساب های کاربری شما، امکان ایجاد، حذف یا استفاده دلخواه از حساب های کاربری

- دسترسی و امکان ویرایش محتویات اطلاعاتی ذخیره شده در تلفن همراه شما

- دسترسی به وضعیت عملیاتی و اطلاعات شناسایی تلفن همراه شما

- کنترل بخش های سخت افزاری سیستم؛ شامل تنظیمات صدا و تصویر

- دسترسی نامحدود به  ابزارهای مختلف تلفن های همراه شامل بلوتوث، اینترنت همراه، صفحه نمایش فعال یا غیر فعال موبایل، نمایش هشدارهای مبتنی بر سیستم عامل، تغییر وضعیت عملیاتی تلفن همراه، تغییر تنظیمات سیستمی تلفن همراه، کنترل و حتی بستن برنامه های درحال اجرا ، دسترسی به تنظیمات همگام سازی میان حساب های مختلف

- دسترسی ترافیک ورودی و خروجی از طریق اینترنت و شبکه، دریافت آزادانه اطلاعات از اینترنت و شبکه؛ دسترسی به سیستم مالی Google Play از طریق تلفن همراه شما

- دسترسی به تنظیمات تمامی سرویس های Google در تلفن های همراه، هر چند به گفته مدیر اجرایی "وایبر"، این دسترسی ها به دلیل اطلاع از مشکلات فنی و بهبود خدمات ارتباطی مشترکین انجام می گیرد!

جالب است بدانیم که وایبر توسط یک تیم اسرائیلی طراحی و تولید شده که مدت ها در بخش های نظامی این کشور فعالیت داشته است. رهبر این تیم حرفه ای، "تالمون مارکو" هنوز هم مدیریت اجرایی شرکت Viber Media را در دست دارد. شبکه های اجتماعی اینترنتی iMesh و Bandoo که در گذشته موفقیت نسبی در جذب کاربران داشتند نیز توسط "تالمون مارکو" طراحی شدند.

بعدها شرکت "وایبر مدیا" به دلیل آنچه توجیه اقتصادی و ارزان بودن نیروی کار خوانده شد، سازمان مرکزی خود را از اسراییل به کشور بلاروس منتقل کرد و به قیمت 900 میلیون دلار توسط یک شرکت ژاپنی به نام Rakuten، خریداری شد.

واقعیت تلخ دنیای اینترنت به گونه‌ایست که هرچه میزان محبوبیت و توزیع یک نرم افزار در شبکه گسترده جهانی بیشتر شود، خطر انتشار آلودگی های ویروسی و نفوذ غیر مجاز مجرمان اینترنتی و سوء استفاده از اطلاعات کاربران افزایش می یابد و این درست همان علتی است که می تواند "وایبر" را از یک ابزار ارتباطی کارآمد به یک سارق بی رحم اطلاعات تبدیل کند.

در مزیت ها و منافع "وایبر" یا هر شبکه ارتباطی دیگر، شکی نیست. اما سطح دسترسی این برنامه ها آنقدر بالاست که می توانند تقریباً همه بخش های تلفن همراه ما را کنترل کنند، اطلاعات دلخواه شان را بیرون بکشند و حتی دسترسی خود ما را به بعضی برنامه ها و ابزارها قطع کنند!

در نهایت هیچ مدرک روشنی از جاسوسی علنی شبکه های ارتباطی موبایل، علیه کاربران در دست نیست اما امکان جاسوسی یا احتمال هر آنچه ما به عنوان نقض حریم خصوصی کاربران اینترنت می شناسیم، به شدت وجود دارد.

بنابراین به کاربران "وایبر" توصیه می شود که اگر تمام خطرات پیدا و پنهان این ابزار محبوب ارتباطی را به جان می خرند، دست کم از انتقال اطلاعات محرمانه و بخصوص تصاویر و فیلم های خصوصی پرهیز کنند.





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  مقالات آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری


« خورشید و ماه در تناسب هستند».

چه تناسبی میان ماه و خورشید وجود دارد؟

 

 

قطر خورشید 1400000 کیلومتراست قطر ماه 3500 کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین 150000000 کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین 375000 کیلومتر است.

تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید 400 بار از قطر ماه بزرگ تر است و  400 بار نیز از ماه  دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کاملتقـریباً بر هم منطبق می شوند.





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  مقالات آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری


 دل من و تو مرده است...

تو تاکسی نشستــــه بودم، راننده موج رادیـــو رو گذاشت روی رادیــــو قـــــرآن
قـــرآن زیبـــــایی هم پخش میکرد..
جلوتر ایستـــــاد تا یک نفر دیگر هم سوار شد
مسافر سوار شد بعد از چند لحظه با اشـــاره به پخش قـــــرآن
با لحــــن خاصّی به آقــــای راننــــــده گفت : ببخشید کسی مرده؟!
راننـــــــــده گفت : بـلـه خــبـــــر نداری؟!
با تعجب پرسیـــــــد : کـــی؟!
راننده با لبخـند خاصّی گفت : دل مــن و دل تــــو ... !





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  داستان کوتاه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری

چند روزی میشود که نمازش را تندتر میخواند.این روزها موبایلی که تازه خریده را پایین مهرش می گذارد. سرعت نمازش را باسرعت دانلودهایش میزان میکند ، نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند.

بزار راحت تر بگویم توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و ... رادارد ، آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را...پیام را کامل نخواندم.در دلش غوغایی بود . پس کی این نماز تمام میشود؟
نماز تمام شد مثل فشنگ گوشی را برمیدارد ، از بس هول کرده رمز الگو را اشتباه میزند ...
دستی دراز است ، انگار حواسش نیست بغل دستی اش التماس دعا دارد ، فکر کنم حواسش به کسانیست که دست دراز کرده منتظر اویند تا نمازش تمام شود و او را در فضای مجازی "اد"کنند .
حالا 4G آمده خدای نسل جدید او پر رنگ تر از خدای حقیقی اش شده ...
ساعت ۳ بامداد است و او هنوز پای راز و نیاز با خداوندش ، چشمش سرخ و اشک آلود ، هنوز ۳۴درصد مانده...
این نماز شب اوست که هرشب میخواند.ای انسان به کجا می روی؟؟!!





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  داستان کوتاه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری

علی نامی که در محله فعلی که مصلای همدان نام دارد و در گذشته به آن گنداب میگفتند زندگی می کرد! به همین دلیل او را علی گندابی صدا می کردند. علی گندابی چهره ای زیبا بهمراه چشمهای زاغ و موهای بور داشت که یک کلاه پشمی خیلی زیبایی هم سرش میکرد.

لات بود اما یکجور مرام و معرفت ته دلش بود،برای مثال یکروز که تو قهوه خانه نشسته بود و یک تازه عروس به او نگاه میکرد، به خودش گفت علی پس غیرت کجارفته که زن مردم به تو نگاه میکنه؟ بعد کلاهش را درآورد و بعد از ژولیده کردن موهاش از قهوه خونه بیرون رفت.

یک روز آقای شیخ حسنی که از روضه خوان های همدان بود، برای روضه خوانی به یک روستا رفته بود. او تعریف کرده که: رفتم روضه را خواندم آمدم بیام که دیر وقت بود و دروازه های شهر رو بسته بودند و هنگامیکه خواستم به روستا برگردم، یادم افتاد که فردا در نماز جمعه سخنرانی دارم و گفتم اگر بمونم از دست حیوان های درنده در امان نخواهم ماند. زمانیکه خواستم در بزنم، دیدم علی گندابی با رفقاش عرق خورده و داره اربده کشی میکنه. دیگه گفتم خدایا توکل به تو و در زدم که دیدم علی گندابی درو باز کرد، اربده می کشید و قمه دست داشت.

گوشه عبای منو گرفت و کشون کشون برد و گفت: آق شیخ حسن این موقع شب اینجا چیکار میکنی ؟ گفتم: رفته بودم یه چند شبی یه جایی روضه بخونم که گفت: بابا شما هم نوبرشو آوردید، هر
۱۲ ماه سال هی روضه هی روضه. گفتم: علی فرق میکنه و امشب، شب اول  محرمه اما تا این رو بهش گفتم علی عرق خورده قمه به دست جا خورد، بطوریکه سرش را  به دروازه می زد با خودش می گفت: علی این همه گناه توی ماه محرمم گناه.

به شیخ حسن گفت شیخ به خدا تیکه تیکت میکنم اگه برام همینجا روضه نخونی که شیخ میگه: آخه حسن روضه منبر میخواد . روضه چایی میخواد، مستمع میخواد. گفت: من این حرفاحالیم نیست منبر میخوای باشه من خودم میشم منبرت. چهار دست و پا نشست تو خاک ها بشین رو شونه من روضه بخون، اومدم نشستم رو شونه های علی شروع کردم به روضه خوندن که علی گفت: آهای شیخ این تجهیزات رو بزار زمین منو معطل نکن صاف منو ببر سر خونه آقا ابولفضل عباس و بهش بگو آقا علیت اومده. من هم روضه رو شروع کردم: “ای اهل حرم پیر علمدار نیامد/ سقای حسین نیامد” دیدم یک دفعه دارم بالا و پایین میرم و دیدم علی گندابی از شدت گریه یک گوشه صورتش را گذاشته رو زمینو اشک میریزه.

روضه که تموم شد، علی گندابی گفت: شیخ ازت ممنونم میشم یک کار دیگه هم برام انجام بدی؟ رویت رو بکنی به سمت نجف امیر المومنین به آقا بگی علی قول میده دیگه عرق نخوره. گفتم باشه و رفتیم خونه. فردا که در مسجد بالای منبر رفتم، گفتم : آهای مردم به گوش باشید که علی گندابی توبه کرده. روضه که تموم شد مستقیم به در خونه علی گندابی رفتیم، در که زدیم زنش در رو باز کرد، گفتیم با  علی گندابی کار داریم  که زنش گفت علی گندابی رفت، دیشب که اومد خونه حال عجیبی داشت گفت باید برم، جایی جز کربلا ندارم یا علی آدم میشه بر میگرده یا دیگه بر نمیگرده.

علی گندابی رفت مدتی مقیم کربلا شد و کم کم که دیگه خالی شده بود رفت نجف اشرف. میرزای شیرازی که به مسجد میومد تا علی رو نمی دید نماز نمیخوند، تاعلی هم خودش رو برسونه. یک روز که با هم تو مسجد نشسته بودن و علی داشته نماز میخونده به میرزای شیرازی خبر میدن که فلان عالم در نجف به رحمت خدا رفته، گفت: باشه همینجا یه قبری بکنید نمازشو میخونم بعد خاکش میکنیم. خبر اومد که قبر حاضره اما مرده زنده شد و قلبش به کار افتاده که میرزا گفت: قبر رو نپوشونید که حتما حکمتی در کاره. نماز دوم شروع کردن تموم که شد گفتن میرزا هر کاری میکنیم علی از سجده بلند نمیشه، اومدن دیدن علی رفته، علی تموم کرده بود .

میرزا گفت: میدونید علی تو سجده چی گفته؟ خدا رو به حق امام علی قسم داد و گفت: خدایا یک قبر زیر قدم زائرای امام علی(ع) خالیه میزاری برم اونجا….



منبع:
http://yasmedia.ir/

 خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و گناهان آنها را تبدیل به حسنات می کند





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  داستان کوتاه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری

برو به آخرین پست رسول اكرم " ص " وارد مسجد  مسجد مدینه شد ، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكیل شده بود ، و هر دسته‏ای حلقه‏ای تشكیل داده سر گرم كاری بودند : یك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته دیگر به‏ تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم بودند ، هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آنها مسرور و خرسند شد . به كسانی كه همراهش بودند رو

كرد و فرمود : " این هر دو دسته كار نیك می‏كنند وبر خیر و سعادتمند " . آنگاه جمله‏ای اضافه كرد : " لكن من برای تعلیم و
داناكردن فرستاده شده‏ام " ، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست

داستان راستان جلد اول ص2





طبقه بندی: مطالب گوناگون،  داستان کوتاه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری
لوگوی دوستان
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  



تمامی حقوق این وبلاگ برای ๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑محفوظ می باشد.