تبلیغات
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑ - مطالب پاسخ سوالات دینی مخاطبان
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑
 
...برای تازه شدن دیر نیست ...

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ

پرسش
من از چندین نفر شنیده‌ام که حدیث ذیل خیلی ضعیف است و یا این‌که اصلاً حدیث نیست: «هر روز عاشورا است و هر جا کربلا». همچنین در شبکه اینترنت تحقیق کردم و دیدم که این حدیث را استناد به امام صادق(ع) کردند. خواهش می‌کنم که اطلاعات بیشتری در این‌باره ذکر کنید. و اگر این حدیث می‌باشد لطفاً ذکر کنید که اعتبار و صحت این حدیث در چه حدی می‌باشد.
پاسخ 

در متون روایی به مدرکی که اثبات نماید این جمله ی « کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلاء» حدیثی از معصومان است[1] برخورد نکردیم.[2]

 




ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1395 توسط سجاد افسری
شکست مشرکان مکه در جنگ بدر، سبب شکل‌گیری جنگ دیگری شد که به «جنگ احد» معروف گشت. پیامبر اسلام(ص) خود تصمیم داشت که از مدینه بیرون نرود و در داخل شهر مدینه با مشرکان مکه بجنگد و ....

ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1394 توسط سجاد افسری

مهمترین علت وقوع جنگ صفین سر پیچی معاویه از بیعت با حضرت علی (ع) به بهانه شرکت حضرت در قتل عثمان بوده است که در آستانه پیروزی کامل امیر مؤمنان (ع)، با حیله عمرو عاص جنگ پایان پذیرفت و با جریان حکمین، امام از برخی خواسته های خویش موقتا و بر حسب ضرورت و تحمیل دست برداشت. عده ای از سپاهیان علی ع(خوارج) که اتفاقا در وادار کردن حضرتشان به پایان جنگ نقش مهمی داشتند، بعدها متوجه اشتباه خویش شده و از حضرت خواستند که عهد خویش با معاویه را بشکند که با نپذیرفتن ایشان زمینه جنگ نهروان پیش آمد.

جهت مطالعه متن کامل این پست به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1394 توسط سجاد افسری
جنگ صفین؛ بین سپاه امام علی(ع) - که بیشتر از عراقیان بودند - و سپاه معاویه - که بیشتر از شامیان بودند - درگرفت. سپاه عراق ضربه‌های مهلکی بر سپاه شام وارد کرد و تا پیروزی نهایی فاصله‌ای نداشت، اما معاویه با حیله‌گری و با پیشنهاد عمرو بن عاص، قرآن‌ها را بر نیزه کرد و خواهان حکمیت قرآن شد. برخی از سپاهیان امام علی(ع) با جهالت و برخی دیگر با خیانت، متمایل به پذیرش خواسته معاویه شدند و امام را مجبور کردند تا دست از جنگ بکشد و به حکمیت تن دهد. آنان تهدید نمودند در غیر این صورت، امام(ع) را خواهند کشت و یا به معاویه تحویل خواهند داد!
به دنبال آن بود که اختیار انتخاب داور و حَکَم را نیز از امام سلب کردند و ...


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1394 توسط سجاد افسری
پرسش :
با توجه به کلام امام علی(ع) در نهج البلاغه؛ چگونه عبادتی، عبادت آزادگان خواهد بود؟

پاسخ اجمالی :
امام علی(ع) عبادت‌های مردم را با توجه به اهداف و انگیزه‌های موجود در آنها، به سه نوع تقسیم می‌کند:
«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار».
[1]
گروهی از مردم، خدا را به خاطر دست‌یابی به نعمت‌های بهشتی می‌پرستند. حضرت علی(ع) این نوع عبادت را عبادت تاجران نام‌ می‌گذارد؛ زیرا این افراد مانند تاجران و بازرگانان به امید دریافت سود و رسیدن به منفعت، با دیگران داد و ستد می‌کنند.
گروهی دیگر به خاطر ترس از عذاب جهنم و برای رهایی از سختی‌های آخرت، به عبادت خدا روی می‌آورند. این نوع عبادت، عبادت بردگان است؛ زیرا بردگان از روی ترس و به خاطر تنبیه نشدن،‌ دستورات صاحب خود را اطاعت کرده و از او پیروی می‌کنند.
اما گروهی از بندگان، خدا را برای شکرگذاری از او عبادت می‌کنند (یعنی او را شایسته عبادت دیده و عبادت را صرفاً به خاطر خود خدا انجام می‌دهند). این نوع عبادت، عبادت آزادمردان و آزادگان است. این افراد خدا را با معرفت و اخلاص عبادت می‌کنند، و این نوع،‌ برترین و بهترین نوع عبادت است.
[2]
ذکر این نکته بدیهی است که عبادتی که به نیت ریا و خودنمایی باشد، اساساً عبادت نیست تا در این تقسیم‌بندی بگنجد و این تقسیم‌بندی تنها در مورد عباداتی است که مقبول حق واقع می‌شوند اما درجات مختلفی دارند.
 

[1]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، ص 510، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[2]. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ترجمه و شرح فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی، تهران، مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الإسلام، ج 6، ص 1199، چاپ پنجم، 1379ش.




طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394 توسط سجاد افسری
پرسش :
خواندن آیه الکرسی چه ثوابی دارد؟

پاسخ اجمالی :
یکی از مشهورترین آیات قرآن، «آیة الکرسی» است که از جنبه‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است.[1]
در همین راستا، برخی پاداش‌ها برای خواندن این فراز قرآنی در موقعیت‌های مختلف در نظر گرفته شده است:

خواندن آیة الکرسی پس از نماز
1. پیامبر اسلام فرمودند: کسى که در پى نماز واجب، «آیة الکرسى‏» مى‏خواند، تا نماز دیگر در پناه خداست.
[2]
2. پیامبر خدا(ص): «هر شخصی که پس از نماز واجب، آیة الکرسی را بخواند،‌ خود خداوند او را قبض روح می‌کند و این شخص مانند کسی است که به همراه انبیاء جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد».[3]
3. امام علی(ع) از پیامبر(ص) نقل می‌کند: «هرکس پس از هر نماز واجب آیة الکرسى بخواند، این تنها مرگ است که فاصله او و بهشت خواهد بود(به مجرد مردن، وارد بهشت خواهد شد)، و تنها مردم راست‌گو و عابد بر این کار مواظبت خواهند کرد».[4]

خواندن آیة الکرسی قبل از خواب
1. امام صادق(ع): «هرکس هنگام خوابیدنش سه بار آیة الکرسى و آیه‌اى که در سوره آل عمران است: "شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ ..."
[5] و آیه سخره[6] و آیه سجده را بخواند، دو شیطان بر او گمارده شود که او را از تیررس شیاطین دیگر حفظ کنند، چه بخواهند و چه نخواهند. به همراه آن دو، سى تن فرشته باشند که خداوند را حمد کنند و او را تسبیح، تهلیل و تکبیر گویند و براى او آمرزش خواهند تا آن بنده از خواب بیدار شود و همه ثوابش از آن او باشد».[7]
2. امام رضا(ع): «هرکسی آیة الکرسى را هنگام خواب تلاوت کند، إن شاء الله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت».[8]

خواندن آیة الکرسی در هنگام وضو
امام باقر(ع): «هر کسی که بعد از وضو آیة الکرسی را بخواند، خداوند ثواب چهل سال [عبادت] را به او می‌دهد، چهل درجه او را بالا می‌برد و چهل حور العین به او داده می‌شود».
[9]

خواندن آیة الکرسی برای مردگان
امام علی(ع): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته‌اى‏ را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند».
[10]

خواندن آیة الکرسی در سجده
امام باقر(ع): «کسی که آیة الکرسی را در حال سجده بخواند، هرگز داخل در آتش جهنم نخواهد شد».
[11]

خواندن آیة الکرسی برای رهایی از ترس
امام صادق(ع): «وقتی در مکان ترسناکی قرار گرفتی؛ این آیه را بخوان: "وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‏ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‏ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً"
[12] و زمانی که چیز ترسناکی به چشمت خورد آیة الکرسى را بخوان».[13]
 

[2]. لخمی طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، تحقیق، حمدی عبد المجید السلفی، ج 3، ص 84، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1404ق.
[3]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 2، ص 626، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[4]. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 288، قم،‌شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق؛‌ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الإیمان،‌ محقق، عبد العلی عبد الحمید حامد، اشراف، مختار أحمد الندوی، ج 4، ص 57، ریاض، هند، مکتبة الرشد، الدار السلفیة، چاپ اول، 1423ق.
[5]. آل عمران، 18: «خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،] گواهى می‌دهد که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، [هر کدام به گونه‌اى بر این مطلب،] گواهى می‌دهند در حالى که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد معبودى جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است».
[6]. به آیه 54 سوره اعراف آیه سُخره گفته می‌شود. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق، حسینی، سید احمد، ج 3، ص 327، تهران،‌ کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم، 1375ش.
[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 539، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[8]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 105، قم، الشریف الرضی، چاپ دوم، 1406ق.
[9]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 45، نجف، مطبعة حیدریة، چاپ اول، بی‌تا.
[10]. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 1، ص 176، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، 1412ق.
[11]. جامع الأخبار، ص 46.
[12]. اسراء، 80: «و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار،] با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!».
[13]. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، محقق، محدّث، جلال الدین، ج 2، ص 36، قم، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.




طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394 توسط سجاد افسری
علامت‌هایی مانند «ع»، «لا»، «ج» و ... که در آیات قرآن دیده می‌شود، نشانه چیست؟
پاسخ اجمالی
یکی از مسائل مهم در قرائت قرآن، شناخت جای وقف و ابتدا در فرازهای قرآنی است. این مسئله بیشتر در بحث تجوید قرآن مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ زیرا هدف از آن زیبا و شیوا ساختن قرائت قرآن است. البته از این جهت که برای وقف و ابتدا علاماتی در نظر گرفته شده، در بحث کتابت قرآن مطرح می‌شود.
علامات مختلفی از جانب افراد متعددی برای وقف و ابتدا وضع شده است. یکی از این دسته علائم، رموز سجاوندی است که توسط شخصی به همین نام، یعنی محمد بن طیفور سجاوندی وضع شده است. این علائم عبارت‌اند از:
1. «م»: علامت وقف لازم است. این علامت مربوط به جایی است که وقف‌نکردن، موجب ایهام به معنایی دیگر می‌شود که مقصود واقعی نبوده و به معنای اراده شده، آسیب می‌زند.
2. «ط»: علامت وقف مطلق است؛ یعنی وقف کردن در این مکان، بهتر از وصل کردن است.
3. «ج»: علامت وقف جائز است و در جایی به کار می‌رود که وقف و وصل با هم مساوی باشد و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارد.
4. «لا»: علامت عدم جواز وقف است و در جایی است که وقف در آن محل، موجب تغییر معنای آیه و یا ایجاد معنای قبیحی می‌شود.
[1] البته در جایی که آخر آیه باشد، بیشتر علما، وقف در آن مورد را مستحب می‌دانند.
در سال‌های اخیر، علامت‌های جدیدی نیز برای وقف و ابتدا وضع شده‌اند. این علامات عبارت‌اند از:
الف. «صلی»: با این‌که وقف جایز است، ولی وصل بهتر است.
ب. «قلی»: به معنای این است که وقف بهتر از وصل است.
[2]
5. «:.»: علامت سه نقطه که به آن وقف معانقه یا مراقبه گفته می‌شود. معنای این علامت در دو جای نزدیک به هم، بدین معنا است که فقط بر یکی از این دو مکان می‌توان وقف کرد.[3]
6. «س»: علامت سکت است که نوعی وقف محسوب می‌شود با این تفاوت که زمان مکث بسیار کوتاه است.
7. «ق»: علامت وقفی است که بیشتر علما قائل به آن نیستند.
8. «قف»: علامت امر به وقف است ولی اگر وصل کند نیز اشکالی ندارد.
9. «صل»: علامت امر به وصل است و بیانگر این است که وصل نیکو است.
10. «قفه»: علامت وقف سکت طولانی است.
11. «صق»: علامت وصل به ماقبل است.
12. «صب»: علامت وصل به مابعد است.
13. «جه»: علامت وقف مرخص و مترادف علامت «ص» است.
14. «ک»: به معنای این است که حکم وقف در آن، مانند مورد قبلی است.
15. «قلا»: علامت این‌که بنابر قولی محل وقف است ولی وقف نکنید.
[4]
16. «ع»: هم علامت وقف به معنای مساوی بودن وقف و وصل است و هم بعد از هر ده آیه به معنای (عشر) قرار داده می‌شود. همچنین علامتی بر اتمام داستان یا موضوع قرآنی است که در انتهای آخرین آیه مربوطه قرار داده می‌شود.[5]
17. «ز»: بدین معنا است که وقف کردن جایز است ولی وصل کردن بهتر از وقف کردن است.
18. «ص»: وقف مرخص است؛ یعنی فقط در صورت ضرورت می‌توان در آن مکان وقف کرد.
[6]
 

[1]. سادات فاطمی، سید جواد، پژوهشی در وقف و ابتدا ص 85 - 86، مشهد، به نشر، چاپ اول، 1382ش.
[2]. ابوالوفا، علی الله بن علی، القول السدید فی علم التجوید 211، المنصوره، دار الوفاء، چاپ سوم، 1424ق.
[3]. القاری، عبدالعزیز بن عبدالفتاح، قواعد التجوید علی روایه حفص عن عاصم بن أبی النجود، ص 115، بیروت، مؤسسة الرساله، چاپ اول، 1422ق.
[4]. مظلومی، رجبعلی، پژوهشی پیرامون آخرین کتاب الهی، ج 2، ص 139، تهران نشر آفاق، چاپ دوم، 1403ق.
[5]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ص 259، تهران، نشر آفاق، چاپ دوم، 1403ق.
[6]. قواعد التجوید على روایة حفص عن عاصم، ج 1، ص 114 - 115




طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1394 توسط سجاد افسری
لوگوی دوستان



تمامی حقوق این وبلاگ برای ๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑محفوظ می باشد.