تبلیغات
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑
๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑
 
...برای تازه شدن دیر نیست ...

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ

                      شادی روح شهدا صلوات                       


در پرتو عنایات هدایتگر دل های عاشقان و قبله ی جان های عارفان ، حضرت ولی عصر (عج) با نوای جانسوز دعای پر فیض کمیل سر توبه و بندگی بر آستان دوست می ساییم ،

با دعای توسل به شفاعت شفیعان دل می دوزیم،با دعای ندبه هجران یار سفر کرده را فریاد می زنیم .

در محرم وصفر باکاروان کربلا همراه می شویم و دست های عزا را بر سینه های سوخته می نوازیم ،ایام الله را پاس می داریم و در گرامیداشت مناسبت های مذهبی و دینی می کوشیم

و با امام راحل(ره) و شهیدان گلگون کفن پیمان می بندیم که همواره ملتزم رکاب قافله سالار عشق و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی باشیم ،

و در این راه از عموم مردم شهید پرور خصوصاٌ جوانان عزیز جهت پیوستن به جمع خود دعوت به عمل می آوریم.

                                         ومن الله التوفیق



 برای مشاهده ی تصاویر به قسمت گالری عکس یا صفحه جانبی گزارش تصویری رجوع نمایید.






طبقه بندی: اطلاعیه مسجد، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط سجاد افسری
kotra_mosque@


https://telegram.me/kotra_mosque






طبقه بندی: اطلاعیه مسجد، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط سجاد افسری

خداوندا !

آرامم کن همان گونه که دریا را  پس ازهرطوفانی آرام میکنی .

  راهنمایم باش که دراین چرخ وفلک روزگار بدجور سرگیجه گرفتم

 

 ایمانم راقوی کن

  که تو را درتنهای ام گم نکنم

 

 خداوندا

من فراموش کارم اگر گاهی

یا لحظه ای فراموشت کردم

توهیچ وقت فراموشم نکن

 

خداوندا

رهایم مکن حتی اگرهمه رهایم کردن

 

         " خدایا دوستت دارم "





طبقه بندی: دلنوشته، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط سجاد افسری
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک"

که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه

یا "سنگی" در دامان یک کوه

یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس

شاید "خاکی" از گلدان‌

یا حتی "غباری" بر پنجره

اما مرا از این میان برگزیدند : برای نهایت، برای شرافت، برای انسانیت

و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :نفس کشیدن، دیدن،  شنیدن، فهمیدن.

و ارزنده ام کرد، بابت نفسی که در من دمید 

من منتخب گشته ام : برای قرب،  برای رجعت، برای سعادت

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به انتخاب به تغییر به  شوریدن به محبت...

وای بر من اگر قدر ندانم...





طبقه بندی: دلنوشته، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط سجاد افسری
پرسش
من از چندین نفر شنیده‌ام که حدیث ذیل خیلی ضعیف است و یا این‌که اصلاً حدیث نیست: «هر روز عاشورا است و هر جا کربلا». همچنین در شبکه اینترنت تحقیق کردم و دیدم که این حدیث را استناد به امام صادق(ع) کردند. خواهش می‌کنم که اطلاعات بیشتری در این‌باره ذکر کنید. و اگر این حدیث می‌باشد لطفاً ذکر کنید که اعتبار و صحت این حدیث در چه حدی می‌باشد.
پاسخ 

در متون روایی به مدرکی که اثبات نماید این جمله ی « کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلاء» حدیثی از معصومان است[1] برخورد نکردیم.[2]

 




ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ سوالات دینی مخاطبان، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1395 توسط سجاد افسری

حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: آن گاه كه قیامت برپا شود، منادى الهى فریاد زند: «أین الرجبیّون؟»; كجایند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟

از آن انبوه جمعیت، گروهى برخیزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و یاقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نیز هزار فرشته به او كرامت و تعظیم الهى را تبریك گویند.

از جانب خدا ندا آید: بندگان و كنیزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطایاى فراوان دهم و شما را در جایى جاى دهم كه از زیر آن نهرها جارى است و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتید. سپس، خطاب به فرشتگان فرماید: فرشتگان من! بندگان و كنیزان را به بهشت داخل كنید.

در اینجا حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: این پاداش، براى كسى است كه گرچه یك روز از اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارد.(اقبال630)

**میلاد با سعادت حضرت امام محمد باقر(ع) و حلول ماه پر خیر و برکت رجب بر شما مبارک**





طبقه بندی: بانک آیات واحادیث،  تبریک و تسلیت مناسبت ها، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1395 توسط سجاد افسری
                             تنها خداست که میداند
“بهترین”
در زندگیتان چگونه معنا میشود!
ما در سال نو آن بهترین را برایتان آرزو میکنیم.




طبقه بندی: تبریک و تسلیت مناسبت ها، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 فروردین 1395 توسط سجاد افسری
عالمی مشغول نوشتن با مداد بود.
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!
پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید.
عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری.
اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد!
سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاك كن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست!
چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید!
پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى كنى، ردی از آن به جا مى ماند؛ پس در انتخاب اعمالت دقت کن!




طبقه بندی: داستان کوتاه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 بهمن 1394 توسط سجاد افسری

الإمام الباقرُ والإمامُ الصادقُ علیهماالسلام :

ما لَكَ مِن صلاتِكَ الاّ ما أقبَلتَ علَیهِ فیها ، فإن أوهَمَها كُلَّها أو غَفَلَ عن أدائها لُفَّت فَضُرِبَ بها وَجهُ صاحِبِها .

 امام باقر و امام صادق علیهماالسلام : تنها آن مقدار از نمازت بهره توست كه با توجّه قلبى همراه باشد . پس ، اگر كسى در همه نماز سهو كند (حواسش بكلّى پرت باشد) یا از اداى آن غفلت ورزد (به وقت نگزارد) آن نماز مچاله شده و به صورت صاحبش زده می ‏شود .

 

بحار الأنوار : 84 / 260 / 59 منتخب میزان الحكمة : 326

 





طبقه بندی: بانک آیات واحادیث، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آذر 1394 توسط سجاد افسری
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394 توسط سجاد افسری

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم: پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله در سال ۵۷۱ م که مصادف با روز جمعه هفده ربیع الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل سالگی از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد. حدود سیزده سال در مکه به صورت پنهان و نیمه پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. سپس در نتیجه فشارهای روزافزون کفار و مشرکان به مدینه هجرت کرد. پس از ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام و تشکیل نخستین حکومت اسلامی در سن ۶۳ سالگی در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجری به ندای حق لبیک گفت و چشم از جهان فانی فرو بست. 

امام حسن علیه السلام :

سیاست خردمندانه امام حسن علیه السلام و جایگاه والاى او در میان امّت،معاویه را واداشت تا در قدرت خویش نسبت به مخالفت با آن حضرت و ناشایستگى اش در تکیه زدن بر مسند خلافت به تردید افتد، زیرا او گامى مخالف با مصالح خدا یا امّت بر نمى داشت مگر آنکه امام حسن و درپى او امّت اسلامى بر وى اعتراض مى کردند.

از این رو کوششهاى معاویه با شکست مواجه شده و آرزوهایش به تباهى گراییده بود.

بنابراین در پى یافتن چاره اى بر آمد که او را تا اندازه بسیارى موفّق گرداند.

این چاره، ریختن خون امام حسن از طریق زهرى بود که براى همسر امام فرستاده بود.

پیش از این گفتیم که در منطق معاویه، ارتکاب هر جنایتى توجیه شده به شمار مى آمد.

بنابر تعبیر سخیف وى، خداوند سپاهیانى در عسل داشت.

هرگاه که او از کسى ناخشنود مى شد مقدارى از عسل را به زهر مى آمیخت و وى را بدین حیله از میان بر مى داشت.

معاویه این حیله را چند بار علیه امام حسن علیه السلام نیز آزمایش کرد، امّا این زهر در آن حضرت کارگر نیفتاد و کوشش معاویه با شکست مواجه شد.

از این رو معاویه به پادشاه روم نامه اى نوشت و از وى درخواست کرد که زهرى کشنده برایش ارسال دارد.

پادشاه روم در پاسخ معاویه گفت: درآیین ما روا نیست در کشتن کسى که با ما سر ستیز ندارد، همکارى کنیم.

معاویه در پاسخ به او پیغام داد.

این مرد (امام حسن) فرزند کسى است که در دیار تهامه خروج کرد(۱)  و خواستار سرزمین پدرت شد.

من مى خواهم او را با زهر از میان بردارم تا مردم و کشور را از شرّ او آسوده سازم.

پادشاه روم آن زهر کشنده را براى معاویه فرستاد و معاویه نیز آن را به وسیله جعده، همسر خیانتکار امام حسن علیه السلام، که به خاندانى بد کار انتساب داشت،(۲) به آن حضرت نوشانید.

حکایتی از امام رضا علیهم السلام:

روزى گروهى از مردم در محضر امام رضا (ع) اجتماع نموده و از آن حضرت درباره مسائل دینى استفتا مى‏کردند. ناگاه مردى وارد مجلس شد و گفت: « اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسوُلِ اللَّه ». من از دوستان و شیعیان شما و اجداد طاهرین شما هستم. هم‏اکنون از سفر حج برگشته‏ام و خرج راه را گم کرده و تهى‏دست شده‏ام و براى رسیدن به وطن نیاز به مبلغى پول دارم. اگر براى شما ممکن است، پولى را به من عنایت کنید تا به وطن برسم و در آن جا به همان مقدار از طرف شما صدقه دهم؛ زیرا من در شهر خود ثروتمندم.

حضرت فرمود: بنشین، خدا تو را رحمت کند! سپس رو کرد به مردم و پاسخ مسائل شرعى آنان را داد تا این که خانه از مردم خالى شد و همگان پراکنده گشتند، مگر سه چهار نفر. آن‏گاه امام (ع) وارد اندرونىِ خانه شد و پس از دقایقى بازگشت، اما به آن اتاق وارد نشد، بلکه از پشت در صدا زد: کجا است آن مرد خراسانى که نفقه راه خویش را گم کرده بود؟ آن مرد برخاست و عرض کرد: اینجا هستم. امام (ع) از بالاى در، دویست دینار (اشرفى) را به او داد و فرمود: این مقدار را بگیر و هزینه سفر و بازگشت به وطن کن، و لازم نیست آن را از جانب من صدقه بدهى. اکنون از این جا بیرون برو تا من تو را نبینم و تو نیز مرا نبینى.

مرد خراسانى اشرفیها را گرفت و از امام تشکر کرد و از آن جا بیرون رفت. سپس امام وارد اتاق شد یکى از اصحاب، که ناظر این جریان بود، از امام (ع) پرسید: فداى تو گردم، عطاى وافر بخشیدى و بى‏نیازش کرد، اما چرا روى از او پوشاندى؟ امام (ع) فرمود: زیرا نخواستم ذلت سؤال را در چهره او مشاهده کنم. جدم، پیامبراکرم(ص) فرمود: پنهان کننده نیکى، هر عملش معادل هفتاد حج است.

امام ‏رضا(ع) با این عمل خویش به شیعیان و مسلمانان آموخت در برابر وضعیت نامطلوب هم‏کیشان و برادران خود احساس مسؤولیت کرده و بدون چشم‏داشت یا منّتى، نیازهاى او را برآورده نمایند و این گونه، صفا و صمیمیت را در جامعه حاکم گردانند .





طبقه بندی: ویژه نامه،  مقالات آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1394 توسط سجاد افسری
لوگوی دوستان
(تعداد کل صفحات:8)      1   2   3   4   5   6   7   ...  



تمامی حقوق این وبلاگ برای ๑۩ کانون مسجد جامع کترا ۩๑محفوظ می باشد.